درس دهم: لازم و متعدی

نکات محتوایی

۱- در چاپ سال ۹۵، از مثال‌های “ذهب، ذهب به و أذهبه” در ابتدای درس استفاده شده بود؛ اما در چاپ جدید، این مثال‌‌ها از کتاب برداشته شد و به جای آن، از افعال “خرج، خرج به و أخرجه” استفاده شده است. علت این تغییر، دو جهت است:

الف. در فارسی، بسیاری از افعال لازم که متعدّی می‌شوند، یا در آخر آنها، پسوند “آند” اضافه می‌شود (مانند خندید: خنداند- نشست: نشاند- فهمید: فهماند) و یا فعل “شد” به فعل “کرد” تغییر می‌کند (مانند بزرگ شد: بزرگ کرد- خارج شد: خارج کرد- غمگین شد: غمگین کرد). اما فعل لازم “رفت” هنگام تعدیه در بسیاری از اوقات به فعل “بُرد” تبدیل می‌شود. لذا استفاده از مثال “ذهب”، ممکن است که موجب ابهام برای مبتدی شود.

ب. گفته شده که “أذهبه” به معنای “أزاله” است؛ نه به معنای بُردن و روانه کردن. توضیح این مطلب در نوشته‌‌ای با عنوان “امانت داری پدیده اشتقاق” از استاد شهریاری قبلاً در این تالار آمده است.

برای مشاهده مطلب فوق، اینجا را کلیک کنید.

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

2- درباره تعدیه عام و خاص، سابقاً مطالبی تحت همین عنوان در تالار آمده است.

برای مشاهده، اینجا را کلیک کنید.

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

3- پاسخ هم اندیشی این درس:

فعل أتی در قرآن کریم، به چند شکل استعمال شده است:

  1. گاهی به شکل لازم و بدون مفعول (حتی مفعول باواسطه) و در معنای “آمدن” به کار رفته است؛ مثل: أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ – فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتَى- ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ – ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذلِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَ فِیهِ یَعْصِرُونَ
  2. در مواردی با حرف باء متعدّی شده (به معنای “آوردن”)؛ مانند: فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ – وَ إِنْ کَانَ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَ کَفَى بِنَا حَاسِبِینَ
  3. در موارد زیادی، متعدّی بنفسه و به معنای “حاضر شدن و آ‌مدن نزد کسی یا چیزی” استعمال شده؛ مانند: وَ هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ مُوسى- قَالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسَى- لاَ یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لاَ مِنْ خَلْفِهِ
  4. گاهی نیز یک مفعول بی‌واسطه می‌گیرد و یک مفعول با کمک حرف جرّ باء؛ و به معنای “حاضر کردن و آوردن چیزی نزد دیگری” به کار می‌رود؛ مانند: قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ – إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ – فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ- وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ بِکُلِّ آیَهٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ
  5. و گاه، با حرف جرّ “علی” به کار می‌رود و به معنای “مَرّ بـ …” استعمال می‌شود؛ مثل: هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً- مَا تَذَرُ مِنْ شَیْ‌ءٍ أَتَتْ عَلَیْهِ إِلاَّ جَعَلَتْهُ کَالرَّمِیمِ – حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ …

سوره حجر: فَلَمَّا جَاءَ ءَالَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ(۶۱) قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ مُّنکَرُونَ(۶۲) قَالُواْ بَلْ جِئْنَاکَ بِمَا کاَنُواْ فِیهِ یَمْترَُونَ(۶۳) وَ أَتَیْنَاکَ بِالْحَقّ‏ِ وَ إِنَّا لَصَادِقُونَ(۶۴)

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

4- انتهای درس لازم و متعدی، محل مناسبی برای بیان مرحله دوم کار با لغتنامه مناسب است. فایل مربوط به مرحله دوم کار با لغت نامه را از اینجا دانلود نمایید. در این مرحله اساتید محترم سعی نمایند طلاب را عادت به استفاده معنای کلمات از لغتهای عربی نمایند و فقط در صورت اضطرار آنها را به لغتنامه های عربی به فارسی ارجاع دهند. از میان لغت نامه های عربی به فارسی، «ترجمه المعجم الوسیط آقای محمدرضا بندریگی » پیشنهاد می شود

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

4- خلاصه تقسیم فعل به لازم و متعدی (مشاهده عکس اصلی)

میانگین امتیازات: 4.5 از 2 مشارکت.
لطفا صبر کنید...

۷ دیدگاه در ”درس دهم: لازم و متعدی

  1. با سلام
    در کتاب دانش صرف ص ۹۲ حرف تعدیه خاص را منحصر در باء و احیانا لام کرده است. اما در صفحه ۴۲۵ به عنوان مثالی از فعل متعدی به حرف جر آورده: رکن الیه رکنا و رکونا…
    همچنین در ص ۴۲۶ آورده حکر فلان ــَ حکرا :لجّ. و ـــ برأیه: استبد… تا آنجا که می گوید …هم استعمال لازم دارد و هم متعدی به حرف جر بـ.

    خلاصه آنکه حتی به نظر مؤلفین آن کتاب، انحصار تعدیه خاص بالباء فرضیه ای مشکل دار است.

    هنوز امتیازی ثبت نشده است
    لطفا صبر کنید...
    1. با سلام و تشکر از دقت نظر شما
      در مباحث لغت(أعم از پیوست چهار و جزوات مراحل آشنایی با المعجم الوسیط) مراد از تعدیه به جرف جر، أعم از تعدیه خاص و تعدیه عام است.

      هنوز امتیازی ثبت نشده است
      لطفا صبر کنید...
      1. متأسفانه به غیر از چندین مثال فوق باید گفت در ص ۱۰۳ و به منظور تمرین دادن به طلاب مبتدی در تمرین شماره۸ تصریح شده است که «… برای شناخت حرف جر مناسب برای مجهول سازی مراجعه به کتب لغت لازم است» بنابر این مشکل ریشه ای تر از برداشت پاسخ دهنده محترم است.

        هنوز امتیازی ثبت نشده است
        لطفا صبر کنید...
        1. چه اشکال دارد که در لغت هم حروف جر تعدیه عام و و هم حروف تعدیه خاص مورد اشاره قرار گیرد؟
          البته برخی حروف جر تعدیه عام که استعمالشان رایج است در لغت بیان نمی شوند

          هنوز امتیازی ثبت نشده است
          لطفا صبر کنید...
          1. جز آنکه مجهول سازی با حرف جر قرینه ای بر تعدیه خاص است. ص ۱۰۳ که باید مورد توجه قرار گیرد ارتباطی با بحث لغتنامه شناسی ندارد.

            میانگین امتیازات: 3.0 از 2 مشارکت.
            لطفا صبر کنید...
          2. چه کسی گفته است که مجهول کردن فقط با حروف جر تعدیه خاص است؟ «دخلتُ فی المسجد» را می توان مجهول کرد و «دُخِلَ فی المسجد» گفت. با اینکه «فی» حرف جز تعدیه عام است نه خاص

            میانگین امتیازات: 5.0 از 2 مشارکت.
            لطفا صبر کنید...
          3. در پاسخ به “محمد” باید عرض کنم که در فرایند مجهول سازی، کلا جار و مجرور میتونه نائب فاعل قرار بگیره.
            بغیر از جار و مجرور، مفعول مطلق و موارد دیگه هم توانایی نائب فاعل شدن را دارند. مراجعه بفرمایید در کتب صرفی نوشته شده.
            تنها تفاوت تعدیه خاص به حرف جر اینه که معنای فعل را عوض میکند و در معنا نیازمند مفعول میشه فعل.

            میانگین امتیازات: 5.0 از 2 مشارکت.
            لطفا صبر کنید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *