درس یازدهم: فعل مجهول

نکات محتوایی

۱- ترجمه صحیح فعل مجهول با لحاظ ماضی یا مضارع یا امر بودن و نیز شماره صیغه فعل، نیاز به تمرین و ممارست طلاب دارد. ان شاء الله اساتید معزّز، راهنمایی و تدبیر لازم را در این مورد، اعمال خواهند فرمود.

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

2- درباره شیوه مجهول کردن ماضی، یک استثناء در ماضی مجهول ثلاثی مزید وجود دارد و آن، مجهول اجوف در دو باب افتعال و انفعال است مثل اِختیر و اِنقید که در ابواب مذکور توضیح داده شده است: درس ۳۱ ص۲۵۱- درس ۳۲ ص۲۵۷

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

3- مبحث مجهول کردن جمله از ویرایش جدید کتاب حذف شده و به شیوه مجهول کردن افعال، اکتفا شده است؛ زیرا مجهول کردن جمله، مربوط به ساختار کلمه نیست و ناظر به ترکیب و جمله است؛ لذا با مباحث نحو، تناسب بیشتری دارد.

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

4- در ص۱۰۱، نکته ۱ از مبحث شماره ۴ (ترجمه افعال مجهول عربی به فارسی): در دو آیه شریفه، فعل مجهول به شکل “سوم شخص معلوم” ترجمه شده است. توضیح این مطلب در نوشته استاد شهریاری با عنوان “ترجمه فعل مجهول” قبلا در این تالار آمده است. برای مشاهده این مطلب، اینجا را کلیک کنید. البته مثال سوم که بعد از دو آیه شریفه آمده (یُقتلون) از سنخ دو آیه شریفه نیست.

میانگین امتیازات: 3.0 از 1 مشارکت.
لطفا صبر کنید...

۲ دیدگاه در ”درس یازدهم: فعل مجهول

  1. سلام بنده پایه ۴ لمعه می خونم
    در کتاب چون اعراب مشخص نشده است . باید بدون اعراب مجهول یا معلوم بودن را تشخیص دهم روش این کار چیست
    ممنون

    میانگین امتیازات: 1.0 از 1 مشارکت.
    لطفا صبر کنید...
    1. سلام بر شما
      اساسا متن خوانی فنی است که لازم است طلاب محترم از همان پایه اول به آن اهتمام داشته باشند و از همان ابتدا به مواردی مانند اعراب کلمات، حرکات افعال و تشخیص ارکان جمله و … دقت داشته باشند.
      اما در خصوص تشخیص فعل معلوم و مجهول، آنچه مهم است تشخیص لزوم یا تعدیه افعال است که با تشخیص لزوم و تعدیه و سپس لحاظ کلمات پس از آن می توان به معلوم یا مجهول بودن فعل پی برد.
      راه های تشخیص لازم یا متعدی بودن افعال:
      ۱- راه دقیق و بدون نقص: رجوع به لغت نامه های مانند الوسیط یا المنجد [روش فهمیدن لزوم یا تعدیه افعال در مراحل آشنایی با لغت نامه در بخش قفسه کتب و مقالات قابل مشاهده است]

      ۲- روش غیر دقیق ولکن سریع: ساختن اسم مفعول از فعل و معهود بودن اسم مفعول آن در ذهن بدون حرف جر. به عنوان مثال با مواجهه با فعل ملک و شک در لزوم یا تعدیه بودن آن، اسم مفعول آن «مملوک» می باشد و چون مملوک معهود است، کاشف از متعدی بودن ملک است و معنای آن این است که «آن شیء را مالک شد»

      ۳- بررسی جلمه و کلمات موجود در آن: اگر پس از کلمه این ضمیر یا اسمی منصوب در جایگاه مفعول آمده باشد بی شک این فعل متعدی است. ولکن نمی توان در صورت نبود اسم یا ضمیر منصوب حکم به لازم بودن فعل نمود زیرا چه بسا مفعول به، به جهتی ذکر نشده باشد.

      در این زمینه به درس دهم کتاب دانش صرف و درس دوم کتاب صرف کاربردی (استاد فائزی نسب) رجوع نمایید.

      میانگین امتیازات: 3.0 از 2 مشارکت.
      لطفا صبر کنید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *