درس اول: مدخل

نکات محتوایی

۱- منابعی مناسب درباره تعریف علم صرف، مباحث مطرح در این علم و تاریخچه آن:

مقالات: الصرف و ما یدرسه علم التصریف موضوعه و تطوّرهتاریخ صرف و نحو– الخلاف فی نشأه علم الصرف- تقدّم علم الصرف و أدوار تطوّره ؛ کتاب دروس التصریف محیی الدین عبدالحمید ص۴ به بعد؛ المستقصی فی علم التصریف ص۹ تا ۴۶

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

2- متنی از استاد شهریاری درباره مباحث علم صرف با مقایسه با زبان فارسی:

هر گروه از کلمات زیر را با یکدیگر مقایسه کنید:

هوا، جارو، چسب، دوست

گذاشتن، نهادن، قرار دادن

خواستن، خواست، می خواهد، بخواه، خواهان

چه تفاوتی بین ارتباط لفظی و معنایی کلمات گروه اول با یکدیگر می بینید؟ در مورد دو گروه بعدی چه طور؟

کلمات گروه اول، ارتباط لفظی و معنایی روشنی با یکدیگر ندارند.

کلمات گروه دوم، ارتباط معنایی واضحی با یکدیگر دارند و گویی هم معنا هستند ولی از جهت لفظی، با یکدیگر بی ارتباط هستند.

اما کلمات گروه سوم، علاوه بر ارتباط معنایی، ارتباط لفظی واضحی با یکدیگر دارند. به گونه ای که در فارسی به آنها هم خانواده می گوییم.

از مقایسه ی این سه گروه به دست می آید که در زبان فارسی، کلمات، همواره جدا از هم و بی ارتباط با یکدیگر نیستند. بلکه بسیاری از کلمات هستند که از کلمات دیگر گرفته می شوند و با تغییر اندکی در لفظ و معنای آن،تبدیل به کلمه ای جدید می شوند.مثلا کلمه ی “می رفتند” ، با طی فرآیند زیر، از بن ماضی (رفت) گرفته شده است

می+ رفت(بن ماضی)+  َند(شناسه سوم شخص جمع)

همانگونه که می بینید، کلمه ی می رفتند، در اصل معنای رفتن ، با بن ماضی و دیگر هم خانواده های خود مشترک است ولی به کمک پیشوند(می) و پسوند( َند )هایی، علاوه بر معنای رفتن، دارای معنای فعل ماضی سوم شخص جمع نیز شده است. همچنین اضافه کردن نون به انتهای بن ماضی، مصدر رفتن را ساخت. اشتراک معنایی رفت و رفتن و همچنین نقش پسوند نون در  شکل گیری معنای جدید، مشهود است.

مهم ترین نکته ای که از مطالب قبل می توان به دست آورد، اهمیت چگونگی ساختمان کلمات در معنای آنهاست.

در زبان عربی، برای ساخت کلمه ی جدید ، معمولا از پدیده ی اشتقاق استفاده می کنند و در زبان فارسی معمولا از پیشوند ها و پسوند ها استفاده می شود. تفاوت این دو در این است که در فارسی، معمولا ریشه سالم می ماند و تنها قبل و بعد آن حروفی اضافه می شوند ولی در عربی ، در موارد زیادی، حروف ریشه از یکدیگر فاصله می گیرند.مثل ناصر که بین نون و صاد فاصله افتاده است. در زبان عربی، ریشه، در قالب های مختلف ریخته می شود ولی در زبان فارسی، قبل و بعد از کلمه ی اصلی،حروفی اضافه می شوند.

[به بیان دیگر:] همانگونه که می دانید در زبان عربی، برای ساختن کلمات جدید از کلمات قبلی، بر خلاف زبان فارسی، کمتر از پیشوند و پسوند استفاده می شود. در زبان عربی، ریشه ی اصلی، معمولا با رفتن به قالب های گوناگون، کلمات جدید را می سازد. مثلا ریشه ی ن ص ر ، با رفتن به قالب هایی چون ناصر، نصرتَ ، تناصرون و… کلمات جدیدی می سازد. تفاوت این است که در زبان فارسی، معمولا ریشه به سلامت خود باقی می ماند و تنها قبل و بعد از آن پیشوند و پسوند هایی اضافه می شود ولی در زبان عربی، بین حروف ریشه ، احیانا فاصله هایی می افتد و حروف ریشه از یکدیگر جدا می شوند. به مثال هایی که ذکر شد دقت کنید.

اما باز هم اشتراک معنایی کلمات هم خانواده و نقش ساختار کلمه در چگونگی معنای جدید، به وضوح مشهود است.

هدف اصلی علم صرف شناخت ساختارهای کلمات و معنای آن ساختارهاست.

علاوه بر این گاهی، کلمات برای سهولت در تلفظ و یا اغراض دیگر، بدون اینکه تغییر معنایی داشته باشند، دچار تغییرات لفظی می شوند.مثلا کلمه ی قاوم، تبدیل به قائم می شود. شناخت اینگونه تغییرات، نقش مهمی در شناخت و تحلیل واژگان زبان عربی دارد.از این رو، علم صرف به این نوع تغییرات نیز می پردازد.

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

3- درباره اختلاف ادبا پیرامون تعریف کلمه، مراجعه شود به فایل تعریف کلمه که توسط استاد محمدی مطلق تهیه شده است

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

4- درباره اصطلاح لفظ باید توجه داشت که این کلمه یک اسم جمعی جنس است و با تاء دلالت بر وحدت می‌کند (لفظه). ظاهرا از این رو است که تعبیر لفظ قابل اطلاق بر چند کلمه نیز هست

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

5- تعریف ذکرشده برای فعل و اسم، ناظر به غالب مصادیق این دو است و شامل تمام موارد نمی‌شود؛ مثلا افعال ناقصه از تعریف فعل خارجند، اما چون احکام و آثار صرفی-نحوی فعل یا اسم را دارا هستند، جزء آن گروه قرار می‌گیرند.

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

6- پیرامون تعریف حرف، به مقاله تحلیلی استاد خالق پور از اینجا رجوع شود. [جدید]

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

7- درباره وضع علوم ادبی و ازجمله صرف توسط امیرالمومنین علیه السلام:

شرح ‏نهج ‏البلاغه(ابن ‏أبی ‏الحدید)، ج ۱، ص ۲۰:

و من العلوم علم النحو و العربیه-  و قد علم الناس کافه أنه هو الذی ابتدعه و أنشأه-  و أملى على أبی الأسود الدؤلی جوامعه و أصوله-  من جملتها الکلام کله ثلاثه أشیاء اسم و فعل و حرف-  و من جملتها تقسیم الکلمه إلى معرفه و نکره-  و تقسیم وجوه الإعراب إلى الرفع و النصب و الجر و الجزم-  و هذا یکاد یلحق بالمعجزات-  لأن القوه البشریه لا تفی بهذا الحصر-  و لا تنهض بهذا الاستنباط

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

8- متن روایت دستور امیرمؤمنان به ابواسود دوئلی مبنی بر جمع آوری قواعدی برای صیانت از زبان عربی

أَخْبَرَنِی الشَّیْخُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ مُرْسَلًا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَلَّامٍ الْجُمَحِی‏ِّ أَنَّ أَبَا الْأَسْوَدِ الدُّؤَلِیَّ دَخَلَ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه  السلام فَرَمَى إِلَیْهِ رُقْعَهً فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ الْکَلَامُ ثَلَاثَهُ أَشْیَاءَ اسْمٌ وَ فِعْلٌ وَ حَرْفٌ جَاءَ لِمَعْنًى فَالاسْمُ مَا أَنْبَأَ عَنِ الْمُسَمَّى وَ الْفِعْلُ مَا أَنْبَأَ عَنْ حَرَکَهِ الْمُسَمَّى‏ وَ الْحَرْفُ مَا أَوْجَدَ مَعْنًى فِی غَیْرِهِ فَقَالَ أَبُو الْأَسْوَدِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ هَذَا کَلَامٌ حَسَنٌ فَمَا تَأْمُرُنِی أَنْ أَصْنَعَ بِهِ فَإِنَّنِی لَا أَدْرِی مَا أَرَدْتَ بِإِیقَافِی عَلَیْهِ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنِّی سَمِعْتُ فِی بَلَدِکُمْ هَذَا لَحْناً کَثِیراً فَاحِشاً فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَرْسِمَ کِتَاباً مَنْ نَظَرَ إِلَیْهِ مَیَّزَ بَیْنَ کَلَامِ الْعَرَبِ وَ کَلَامِ هَؤُلَاءِ فَابْنِ عَلَى ذَلِکَ فَقَالَ أَبُو الْأَسْوَدِ وَفَّقَنَا اللَّهُ بِکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لِلصَّوَابِ. (الفصول المختار[للشیخ المفید]/ص۹۱)

ضمنا غیر از منابع ارجاع شده در کتاب، این منابع نیز در این خصوص نافع است: الفصول المهمه (مرحوم شیخ حر عاملی) ج۱ ص۶۸۰ تا ۶۸۵- مکاتیب الائمه مرحوم آیت الله احمدی میانجی ج۲ ص۳۲۰ تا ۳۲۳ (هر دو کتاب در نرم افزار جامع الاحادیث نور موجود است)

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

9- مراد از قید «مستقل» در تعریف فعل، معادل «حدث» است نه اینکه مجموع فعل معنایی مستقل دارد. ادبا نیز بر این مطلب تصریح دارند که مرادشان از مستقل، همان معنای حدث است. (ر.ک. شرح کافیه/ج۱/ص۴۰ ؛ ج۴/ص۵)

🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸🔸 🔸

میانگین امتیازات: 4.0 از 2 مشارکت.
لطفا صبر کنید...

۱۲ دیدگاه در ”درس اول: مدخل

  1. • پاسخ هم اندیشی (ص۳۴)
    ✅ نکته) فرق معنای غیر مستقل با معنای مبهم!!
    ❌ معنای حروف را بدون درنظر گرفتن به مجرور آن نمی توان تصور کرد. مثلاً اگر ما بگوییم معنای «در» تصور شود، لاجرم در ذهنتان باید مصادیق آن را مرور کنید… در کلاس، در حیاط و …
    ❌ اما در برخی اسم ها مثل موصولات، اسم اشاره، معنای مستقلی دارند، به این معنا که معنایی مستقل از آن در ذهن هست. لذا «الذی، هذا، هو» معنایشان مستقل است، هرچند تا هنگامی که صله، یا مشارإلیه یا مرجع ضمیر آن نیاید، معنایش مبهم است
    – البته به جهت همین افتقارشان و شباهتشان در معنا به حروف، مبنی شده اتد(ر.ک. سیوطی)

    ✅ بنابراین:
    اولا: استقلال به معنای عدم نیازمندی به غیر نیست بلکه به معنای عدم نیازمندی به غیر در افاده معناست
    ثانیاً: نیازمندی به غیر: گاهی به جهت افاده معناست(حروف) و گاهی به جهت رفع ابهام است(موصولات، اسماء اشاره، ضمائر)

    میانگین امتیازات: 5.0 از 2 مشارکت.
    لطفا صبر کنید...
    1. تطبیق تحلیل مذکور در مورد تفاوت معنای غیر مستقل و مبهم، در حروف استفهامیه چگونه است؟ چراکه در مورد حروف استفهام، مطابق تقریر مذکور، باید همزه استفهام و هل استفهامیه را اسم در نظر بگیریم. چون معنای آن به تنهایی و بدون در نظر گرفتن مدخولش، قابل تصور است و نیازی نیست که مصادیق آن را در ذهن خود مرور کنیم!

      خصوصا وقتی این دو حرف استفهامیه با اسامی استفهامیه مقایسه می شود، این اشکال پررنگ تر می گردد.

      میانگین امتیازات: 5.0 از 1 مشارکت.
      لطفا صبر کنید...
      1. با تشکر از شما استاد محترم
        در پاسخ به فرمایش شما، شما را به ترجمه فارسی «همزه استفهام» و «مَن استفهام» ارجاع می دهم که معنای «آیا» یک معنای غیر مستقل است و برای تصور آن لازم است اسناد یک جمله در نظر گرفته شود، اما معنای «چه کسی» صرفا یک معنای مبهم است و نیازی به غیر برای افاده معنا ندارد.

        میانگین امتیازات: 4.7 از 3 مشارکت.
        لطفا صبر کنید...
        1. به نظر ما حروف همگی، تنها معنای «ایجادی» دارند؛ ایجاد معنا در مدخولشان. به این معنا که مثلا حرف «فی» برای این وضع شده است که در مدخولش معنای ظرفیت ایجاد کند یا اینکه حرف مشبهه بالفعل «لعل» برای این وضع شده است که در مدخولش (جمله) معنای احتمال و گمان وجود نسبت، ایجاد کند یا اینکه همزه و هل استفهامیه برای این وضع شده است که در مدخولش معنای استفهامی ایجاد کند.
          به عبارتی دیگر حروف تنها نشانه ای هستند برای ایجاد معنایی خاص در مدخولشان و خود حروف فی حد نفسه هیچ معنایی ندارند.

          لذا غیر مستقل بودن حرف، اشاره به معنای «ایجادی» حرف و «علامت» بودن آن دارد. «ایجادی» است چراکه متکلم با بیان آن، در مدخول حرف، معنایی ایجاد می کند و «علامت» است چراکه مخاطب با دیدن آن، به معنای خاص در مدخول حرف پی می برد.
          همانطور که در حدیث منقول از امیر المومنین علیه السلام می خوانیم: … الحرف ما اوجد معنی فی غیره…
          با این بیان اصلا دیگر شبهه ای در تشابه معنای غیر مستقل و معنای مبهم پیش نمی آید چراکه منظور از مبهم بودن معنا، نیازمند بودن آن به یک مفسر است نه اینکه خود آن کلمه دارای معنا نباشد. اسامی موصول دارای معنا هستند اما معنای آنها ناقص و مبهم است و برای رفع این ابهام نیازمند صله می باشند و برخلاف حروف، هیچ تاثیری در معنای مدخول خود(صله) ندارند. اما حروف فی حد ذاته اصلا دارای معنا نیستند.

          لذا اگر کسی ادعا کند که معنای حرف را مستقل از مدخولش می تواند تصور کند، درواقع در حال تصور آن معنایی است که حرف، موجد آن است و این تصور غیر ممکن نیست؛ مثل ابتدائیت، استفهام و… . از طرفی اگر کسی ادعا کند که مواردی مانند اسامی موصول را نمیتواند به تنهایی و بدون در نظر گرفتن صله تصور کند، در واقع ملتفت نقص معنایی این اسم و افتقار و احتیاج آن به یک مکمل معنایی شده است نه اینکه اسم موصول معنا نداشته باشد، خیر! بلکه محتاج مکمل است.
          اگر نکته و نظری نسبت به مطلب دارید بفرمایید حتما برای بنده مفید خواهد بود.

          هنوز امتیازی ثبت نشده است
          لطفا صبر کنید...
  2. ✅ در احوالات معاذ بن مسلم ابی ساره (هرّاء کوفی):
    ❌ وی در جوانی تاجر بود و از شهر هرات که یکی از شهرهای مهم و پر رونق خراسان در آن زمان بود، البسه و پوشاک می‌آورد و در کوفه می‌فروخت. بدین سبب ملقب به «هرّاء» شد.
    ❌ معاذ بن مسلم یکی از متخصصان در فقه اسلامی بود. وی نه تنها در فقه شیعه تبحر داشت. بلکه با مبانی فقهی تمام مذاهب اسلامی آن روز، آشنایی کامل داشته و بر طبق آن فتوا می‌داد. شیخ طوسی به سند خود از حسین بن معاذ، از پدرش نقل کرده که گفت: امام صادق (علیه‌السّلام) به من فرمود: شنیدم که روزها در مسجد جامع می‌نشینی و به مردم فتوا می‌دهی؟ عرض کردم: بلی، همین‌طور است. من هم تصمیم داشتم که پیش از رفتن از نزد شما از این مسئله سؤال کنم. روش کار من این است که در مسجد می‌نشینم. مردی می‌آید مسئله‌ای (شرعی یا عقیدتی و…) می‌پرسد و سؤال کننده از سه صورت خارج نیست: ۱. یا از مخالفین شماست؛ ۲. یا از پیروان شما ۳. و یا کسی است که هویتش برای من مجهول است. اگر شناختم که از مخالفین شماست، براساس مذاهب و معتقدات خودشان جواب می‌دهم. اگر مردی از محبان و پیروان شما بود، براساس آنچه از شما رسیده، پاسخ می‌دهم. اگر ندانم که از چه مسلکی است، نظریات و آرای فقها (یا متکلمان) مذاهب را بیان می‌کنم. به طور مثال می‌گویم که از فلان شخص چنین رسیده و از فلان شخص چنان، و در ضمن آن، دیدگاه‌های شما را هم بیان می‌کنم. حضرت ابوعبدالله جعفر بن محمد (علیهاالسّلام) فرمود: کار خوبی می‌کنی و ادامه بده و روش و سیره من نیز چنین است.(کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص۵۲۴)
    ❌ وی در علم نحو، تصنیفات زیادی دارد و از مصنفات ایشان چیزی بر جای نمانده است. وی شیعه بود و اشعاری هم داشت که در زیبایی و بلاغت مثل اشعار نحویین بود.

    هنوز امتیازی ثبت نشده است
    لطفا صبر کنید...
  3. ✅ حل پرسش و تمرین شماره ۳ ص۳۵: مشاهده عکس

    هنوز امتیازی ثبت نشده است
    لطفا صبر کنید...
    1. در دو کلمه العالم و العابد ال اسمیه است

      هنوز امتیازی ثبت نشده است
      لطفا صبر کنید...
      1. بله فرمایش شما ظاهرا درست است، البته باید توجه داشت اینگونه نیست که تمام «ال» ها بر سر اسم فاعل و اسم مفعول، اسم موصول باشد.

        هنوز امتیازی ثبت نشده است
        لطفا صبر کنید...
    2. در مورد کاف تشبیه سوالی توسط طلاب مطرح شده که اگر به معنای مثل و مانند است چطور حرف باشد؟ باید همانند آندو کلمه که اسمند اسم باشد؛ در مغنی در توضیح مفرد کاف، کاف اسمیه جاره هم مطرح شده که به معنای مثل است، ولی ابن هشام نظر مخصوص ضرورت دانستن این نوع کاف را برگزیده است. حال سوال باقی است که اگر این کاف حرفیه قلمداد شود چگونه معنایی باید برای آن در نظر گرفته شود؟

      هنوز امتیازی ثبت نشده است
      لطفا صبر کنید...
      1. فکر میکنم جواب حضرت عالی، در نظری که بالا، ذیل نظر اقای مدرسی داده ام، عرض شده است.

        هنوز امتیازی ثبت نشده است
        لطفا صبر کنید...
  4. سلام علیکم،عرض خدا قوت. با توجه به تحقیقات انجام شده کتاب العین متعلق به لیث بن مظفر است لذا حداقل شایسته است در کتاب دانش صرف نسبت کتاب به خلیل را به شهرت مقید کنید.
    موفق باشید

    هنوز امتیازی ثبت نشده است
    لطفا صبر کنید...
    1. با عرض سلام و تشکر از جناب عالی
      لطفا پژوهش و تحقیقات مربوط را به اشتراک بگذارید. با تشکر

      هنوز امتیازی ثبت نشده است
      لطفا صبر کنید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *